خطبه شماره ۸۴: ویژگیهای عمروعاص
- سیداسلام هاشمی مقدم
- خطبه
خطبه شماره ۸۴: ویژگیهای عمروعاص
صوت متن:
صوت ترجمه:
(۱). نابغه: زن معروفه، آلوده دامن، که اسم مادر عمرو عاص بود، زن اسیرى که عبد اللّه بن جدعان او را خرید چون فاسد و بى پروا بود او را رها کرد. وقتى عمرو عاص متولّد شد، ابو لهب، امیّه بن خلف، هشام بن مغیره، ابو سفیان و عاص بن وائل، هر کدام ادّعا داشتند که عمرو، فرزند اوست. سرانجام عاص او را برداشت که از دشمنان سر سخت رسول خدا بود، او بود که پیامبر (ص) را ابتر نامید که خدا در سوره کوثر در جواب فرمود: «إِنَّ شانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ» (همانا دشمن تو ابتر است) و آیه «إِنَّا کَفَیْناکَ الْمُسْتَهْزِئِینَ» در باره او و یارانش نازل شد، و عمرو عاص، در مکّه سر راه پیامبر (ص) سنگ و خار مى ریخت! و او بود که به کجاوه دختر پیامبر (ص) «زینب» حمله کرد و او را طورى کتک زد که دچار سقط جنین شد، و پیامبر (ص) به او نفرین کرد، و او بود که اشعار فراوانى بر ضدّ رسول خدا (ص) مى سرود و بچّه هاى مکّه را تحریک مى کرد که با صداى بلند براى آزار آن حضرت بخوانند، و او بود که از طرف قریش مکه به دربار سلطان حبشه رفت تا مهاجران مسلمان را به مکّه برگرداند. (کتاب ربیع الأبرار زمخشرى).
(۲). عمرو عاص در این فکر بود که در میدان صفّین روزى خودى نشان دهد، تا آن که سوار نقاب دارى از سپاه امام على (ع) به میدان آمد، عمرو فکر کرد حریف اوست، با سرعت در مقابل سرباز نقاب دار ایستاد و گرد و خاک کرد، وقتى حمله آغاز شد دانست که آن نقاب دار، على (ع) است، در مانده شد چه کند؟ مقاومت کند کشته مى شود، فرار کند آبرویش مى رود، هنوز انتخاب نکرده بود که حمله سریع و ناگهانى امام به او مهلت نداد از روى اسب سرنگون شد، مرگ را با چشم خود دید، ناگاه زشتترین حیله را به کار گرفت، که عورت خود را آشکار کرد، و امام او را در پستى و رسواییش واگذارد، عمرو عاص با سرعت فرار کرد و خود را نجات داد، و در میان دو لشکر آن روز، و تاریخ بشریّت آبروى خود را برد.
در این خطبه، امام رحمه الله سخنى (جالب و جامع) درباره «عمرو بن عاص» بیان فرموده است.
خطبه در یک نگاه:
همان گونه که از عنوان خطبه، نمایان است امام علیه السلام مى خواهد «عمروبن عاص» را معرّفى کند؛ همان کسى که از دستیاران معروف «معاویه» بود، بلکه مى توان گفت:
ادامه خلافت معاویه و پیروزیهاى ظاهریش، در سایه شیطنت هاى او صورت گرفت و نفر دوم، یا به تعبیرى، نفر اوّل در آن حکومتِ غاصبِ جبّار، محسوب مى شد. با اینکه عبارات خطبه که در دست ما است، بسیار فشرده و کوتاه است، ولى امام علیه السلام چنان ترسیم گویایى از این مرد خطرناک گمراه و گمراه کننده، ارائه فرموده که تقریباً همه روحیات و تاریخ زندگى این مرد را مى توان در این آیینه دید و همچنین از راز و رمز همکارى تنگاتنگ او با «معاویه» آگاه شد.
این نکته قابل ذکر است که امام علیه السلام این سخن را به بهانه گفتارى که «عمروعاص» درباره آن حضرت بیان کرده و او را مزّاح و شوخ طبع معرّفى کرده، ایراد فرموده است.
- برگرفته از کتاب پیام امام امیرالمومنین(ع) شرح آیت الله مکارم شیرازی بر نهج البلاغه.