خطبه شماره ۱۴: نکوهش مردم بصره
- سیداسلام هاشمی مقدم
- خطبه
خطبه شماره ۱۴: نکوهش مردم بصره
صوت متن:
صوت ترجمه:
و من کلام له (علیه السلام) فی مثل ذلک:
أَرْضُکُمْ قَرِیبَهٌ مِنَ الْمَاءِ بَعِیدَهٌ مِنَ السَّمَاءِ، خَفَّتْ عُقُولُکُمْ وَ سَفِهَتْ حُلُومُکُمْ، فَأَنْتُمْ غَرَضٌ لِنَابِلٍ وَ أُکْلَهٌ لِآکِلٍ وَ فَرِیسَهٌ لِصَائِلٍ.
(قبل از آغاز جنگ جمل در نکوهش شهر بصره و مردم آن دیار مانند خطبه پیشین فرمود):
سرزمین شما به آب نزدیک(۱) و از آسمان دور است، عقلهاى شما سست و افکار شما سفیهانه است. پس شما نشانه اى براى تیرانداز، و لقمه اى براى خورنده، و صیدى براى صیّاد مى باشید.
__________________________
(۱). منجّمان با رصد کردن دریافته اند که دورترین نقطه زمین از معدّل النّهار، منطقه اُبُلّه (مرکز شهر بصره است) «شرح ابن ابى الحدید ج ۱ ص ۴۶۸».
(۱). منجّمان با رصد کردن دریافته اند که دورترین نقطه زمین از معدّل النّهار، منطقه اُبُلّه (مرکز شهر بصره است) «شرح ابن ابى الحدید ج ۱ ص ۴۶۸».
بخشى از خطبه آن حضرت (ع) در همین زمینه.
خطبه در یک نگاه:
آنچه در بالا آمد بخش دیگرى است از خطبه اى که على (ع) در پایان جنگ «جمل» ایراد فرموده است و به احتمال قوى با بخشهایى که قبلا آمد در یک خطبه جاى داشته که مرحوم «سیّد رضى» آنها را از یکدیگر جدا کرده و به هر حال در این بخش، باز هم به سرزنش مردم بصره مى پردازد و از کم فکرى آنها که به آسانى آلت دست نفاق افکنان مى شدند و هدف مناسبى براى هوى پرستان بودند، سخن مى گوید و به آنها هشدارى مى دهد که مراقب آینده خویش باشند و این جریان تکرار نگردد!
بازهم در نکوهش اهل بصره:
این سخن بخش دیگرى از همان خطبه مشروحى است که امیرالمؤمنین على(علیه السلام) در نکوهش اهل «بصره» بعد از «جنگ جمل» ایراد فرمود که در عباراتى کوتاه به هفت نکته از صفات زشت و شرایط خاصّ جغرافیایى آنها که غالباً لازم و ملزوم یکدیگرند اشاره مى کند.
در جمله اوّل و دوّم مى فرماید: «سرزمین شما به آب نزدیک است و از آسمان دور» (اَرْضُکُمْ قَریبَه مِنَ الْماءِ، بَعیدَه مِنَ السَّماءِ).
در این که این دو جمله اشاره به جنبه هاى مادّى آن است یعنى نزدیک بودن به آب دریا و شط و طبعاً دور بودن از آسمان و یا اشاره به جنبه هاى معنوى آن است که سرزمین دلهاى شما با این که به آب حیات وجود امام نزدیک است، از آسمان رحمت الهى دور است و یا این که یک جمله ناظر به جنبه هاى مادّى و جمله دیگر ناظر به جنبه هاى معنوى است، در میان شارحان «نهج البلاغه» گفتگوست. ولى ظاهر عبارت ـ با توجه به معناى حقیقى «ارض و سما» که به مفهوم ظاهرى زمین و آسمان است ـ همان معناى اوّل است و در این که زمین آنها به آب نزدیک بود و مشکلات زندگى ساحل دریا را داشت، مخصوصاً سرزمینهایى همانند «بصره» که شط بزرگى از کنار آن گذشته و به دریا مى ریزد و در معرض جزر و مدّ سنگین است، بحثى نیست; امّا این که چگونه از آسمان دور است، جمعى از شارحان «نهج البلاغه» گفته اند: «علماى نجوم» مطابق رصدهایى که کرده اند ثابت نموده اند که دورترین منطقه آباد زمین از آسمان قریه اى است نزدیک بصره به نام «اُبُلَّه».
ولى از نظر دانشمندان امروز ظاهراً این سخن قابل قبول نیست; چون زمین «بصره» مانند تمام بندرهاى جهان تقریباً همسطح آب دریاست و مى دانیم آب دریاهاى جهان که متصل به یکدیگر است در یک سطح قرار دارد; در حالى که مناطق زیادى در روى زمین وجود دارد که از سطح دریا بسیار پایین تر است، ولى این احتمال وجود دارد که منظور مقایسه با تمام مناطق روى زمین نیست; بلکه مقایسه با سایر شهرهاى اسلامى آباد و معروف آن زمان است.
در جمله سوّم و چهارم مى فرماید: «عقلهایتان سبک و افکارتان سفیهانه است!» (خَفَّتْ عُقُولُکُمْ، وَ سَفِهَتْ حُلُومُکُمْ).
دلیل روشن این گفتار امام همان است که در خطبه هاى قبل آمد که به آسانى تسلیم هوسهاى «طلحه» و «زبیر» شدند و براى حفظ «شتر عایشه» هزاران کشته دادند و سرانجام با شکست و رسوایى تسلیم شدند و از کار خود پشیمان گشتند.
در این که میان «عقول» که جمع «عقل» است و «حلوم» که جمع «حُلُم» است چه تفاوتى مى باشد، از مفردات راغب چنین استفاده مى شود که «حُلُم و حِلْم» از آثار «عقل» است، به تعبیر دیگر: «عقل» همان نیروى ادراک انسان مى باشد و فکر و خویشتن دارى و اندیشه در انجام کارها از نتایج آن محسوب مى شود و مردم «بصره» چون عقلهاى سبکى داشتند طبعاً افکارشان سست بود و در برابر تبلیغات سؤء هوسبازان به سرعت تحریک مى شدند.
به همین دلیل در جمله پنجم و ششم و هفتم، امام مى فرماید: «از این جهت شما هدف خوبى براى تیراندازان هستید و لقمه چربى براى مفتخواران و شکار خوبى براى صیادان و درندگان!» (فَاَنْتُمْ غَرَض(۱) لِنابِل(۲)، وَ اُکْلَه لاکِل، وَ فَریسَه(۳) لِصائِل(۴)).
بدیهى است افراد ساده لوح و سبک مغز به آسانى در دام صیّادان دین و ایمان و تشنگان مال و مقام و هوسبازان سیاسى گرفتار مى شوند; به همین جهت بهترین چیزى که مى تواند جوامع انسانى را در برابر این مکّاران بیمه کند، بالا بردن سطح افکار عموم و آگاه ساختن مردم از مسائل مختلف اجتماعى و سیاسى است; همان چیزى که اسلام روى آن تأکید دارد و یکى از فلسفه هاى مهم خطبه هاى «نماز جمعه» دادن آگاهى مستمر در این زمینه است.
مردم بصره اگر کمى درکار خود مى اندیشیدند و از شرایط زمان و مکان آگاهى داشتند، هرگز بازیچه دست امثال «طلحه و زبیر» نمى شدند که پیمان بیعت خویش را با امام خود بشکنند و بر ضدّ او قیام کنند و آن همه کشته بدهند و سرانجام آن شکست و رسوایى باشد.
در این که میان جمله هاى سه گانه «فَاَنْتُمْ غَرَض لِنابِل; شما هدف خوبى براى تیراندازان هستید»; «وَاُکْلَه لاکِل; و لقمه چربى براى خورندگان»; «وَ فَریسَه لِصائِل; و صید مناسبى براى صیّادان و درندگان»; چه تفاوتى است و آیا هر سه جمله یک معنا دارد که با عبارات متفاوت بیان شده، یا از معانى مختلف خبر مى دهد، جاى تأمّل است.
ولى بعید نیست هرکدام به یکى از زوایا و ابعاد این مسأله ناظر باشد. جمله اوّل نشانه گیرى از دور را بیان مى کند که حتّى اگر دور از دسترس بازیگران سیاسى باشید، شما را شکار مى کنند. و جمله سوّم حمله از نزدیک را بیان مى کند و جمله دوّم نتیجه نهایى صید را. (دقّت کنید).
باید توجّه داشت که این جملات و سرزنشها متوجه همان گروهى است که آلت دست نفاق افکنان شدند و گرنه در بصره در آن زمان و در زمان هاى بعد مردمان با شخصیّتى بودند که امام(علیه السلام) در جمله هایى که در شرح خطبه سابق آمد از آنها ستایش مى کند.(۵)
* * *
پی نوشت:
۱. «غرض» به معناى هدفى است که به هنگام تیراندازى آن را نشانه گیرى مى کنند. سپس به هرگونه هدفى اطلاق شده است. براى این واژه معانى متعدّد دیگرى مانند ملالت و اشتیاق نیز ذکر شده است.
۲. «نابل» از ماده «نبل» به معناى تیرانداز است.
۳. «فَریسَه» از ماده «فَرْس» (بر وزن فرض) در اصل به معناى کوبیدن است و از آن جا که حیوان درنده شکار خود را مى کوبد و بر زمین مى اندازد این واژه بر کار او اطلاق شده، و به «صید» «فریسه» گفته مى شود و اسب را از آن جهت فرس (بر وزن قفس) گفته اند که با پاهاى خود زمین را مى کوبد و راه مى رود. (اقتباس از مقاییس اللغه).
۴. «صائل» از ماده «صَوْل وَ صَوْلَه» به معناى حمله کردن و قهر و غلبه نمودن است.
۵. در مصادر «نهج البلاغه» چنین آمده است که مرحوم «شیخ مفید» در کتاب «الجمل»، ص ۲۱۷ آن را از واقدى نقل کرده است که وقتى على (علیه السلام) پیروز شد و غنائم جنگ را در میان جنگجویان تقسیم نمود، خطبه اى ایراد فرمود که آنچه در بالا آمده، بخشى از آن بود (با کمى تفاوت) و همچنین از «ابوحنیفه دینورى» در کتاب «الاخبار الطّوال» و «ابن قتیبه» در «عیون الاخبار» با کمى تفاوت نقل شده است. (مصادر نهج البلاغه، ج ۱، ص ۳۴۸).
- برگرفته از کتاب پیام امام امیرالمومنین(ع) شرح آیت الله مکارم شیرازی بر نهج البلاغه.
سیداسلام هاشمی مقدم