خطبه شماره ۲: وصف پیامبر(ص) و گروهی از مردم پیش از بعثت
- سیداسلام هاشمی مقدم
- خطبه
خطبه شماره ۲: وصف پیامبر(ص) و گروهی از مردم پیش از بعثت
صوت متن:
صوت ترجمه:
بخش اول: گواهی به یکتایی خدا
أَحْمَدُهُ اسْتِتْمَاماً لِنِعْمَتِهِ وَ اسْتِسْلَاماً لِعِزَّتِهِ وَ اسْتِعْصَاماً مِنْ مَعْصِیَتِهِ وَ أَسْتَعِینُهُ فَاقَهً إِلَى کِفَایَتِهِ، إِنَّهُ لَا یَضِلُّ مَنْ هَدَاهُ وَ لَا یَئِلُ مَنْ عَادَاهُ وَ لَا یَفْتَقِرُ مَنْ کَفَاهُ فَإِنَّهُ أَرْجَحُ مَا وُزِنَ وَ أَفْضَلُ مَا خُزِنَ. وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ شَهَادَهً مُمْتَحَناً إِخْلَاصُهَا مُعْتَقَداً مُصَاصُهَا نَتَمَسَّکُ بِهَا أَبَداً مَا أَبْقَانَا وَ نَدَّخِرُهَا لِأَهَاوِیلِ مَا یَلْقَانَا، فَإِنَّهَا عَزِیمَهُ الْإِیمَانِ وَ فَاتِحَهُ الْإِحْسَانِ وَ مَرْضَاهُ الرَّحْمَنِ وَ مَدْحَرَهُ الشَّیْطَانِ.
این خطبه را امام (ع) به هنگام بازگشت از صفین ایراد فرمود و در آن، وضع حال مردم پیش از بعثت و اوصاف اهل بیت پیامبر اسلام (ص) و سپس اوصاف گروه دیگرى بیان شده است.
خطبه در یک نگاه:
این خطبه در واقع داراى پنج فراز است (که در ضمن چهار بخش مورد بحث و بررسى قرار مى گیرد): فراز اوّل در باره حمد و ثناى الهى و پناه بردن به فضل و کرم و رحمت او و فراز دوّم در باره شهادت به توحید پروردگار و آثار پر بار ایمان به توحید و فراز سوّم شهادت و گواهى به نبوّت، به اضافه بخش مهمّى از فضایل پیغمبر اکرم (ص) و اوضاع و احوال عصر جاهلیّت و گرفتاریهاى عظیم جامعه اسلامى در آن زمان و اشاره به زحماتى که پیامبر اسلام براى دگرگون ساختن این وضع تحمّل فرمود و بالاخره در فراز چهارم اشارات پر معنایى در باره موقعیّت اهل بیت و عظمت مقام آنها و لزوم پناه بردن مردم در مشکلات دینى به آنان آمده است.
در فراز پنجم همین معنى را به شکل دیگرى ادامه مى دهد و مردم را از مقایسه کردن آل محمد با دیگران بر حذر مى دارد و با بیان این که هیچ یک از افراد این امّت همتاى آنان نیست امتیازات آنان را بر مى شمرد و از بازگشت حق به اهلش اظهار رضایت و خشنودى مى کند.
شرایط و زمان صدور این خطبه:
همان گونه که در آغاز خطبه خواندیم مرحوم سیّد رضى تصریح مى کند که این خطبه بعد از بازگشت امام (ع) از صفّین ایراد شده است. حال و هواى خطبه نیز تناسب با این معنى دارد زیرا شرح احوال مردم در عصر جاهلیّت، بازگو کننده این حقیقت است که از تکرار جاهلیّت دوّم بر حذر باشند و اجازه ندهند بازماندگان عصر جاهلیّت که عمدتا لشکر شام را در میدان صفّین تشکیل مى دادند، در رسیدن به نیّات سوء خود موفّق شوند. و نیز تأکید مى کند که دست به دامان اهل بیت پیامبر بزنند تا از خطراتى که اسلام را در آن زمان تهدید مى کرد رهایى یابند، چرا که خود پیامبر بارها فرمود: من در میان شما دو چیز گرانمایه به یادگار مى گذارم که اگر به آنها تمسّک جویید هرگز گمراه نخواهید شد: «قرآن و اهل بیت».
از این جا روشن مى شود که آنچه ابن ابى الحدید در یک داورى عجولانه در باره زمان صدور خطبه گفته است، صحیح به نظر نمى رسد. او مى گوید حال و هواى آخر خطبه متناسب با زمان بازگشت از صفّین نیست چرا که آن زمان بر اثر حادثه حکمیّت و نیرنگ عمرو بن عاص و تقویت معاویه و مشکلات دیگرى که در لشکر آن حضرت ظاهر گشت مناسب چنین سخنى نبود، بلکه تناسبى با آغاز خلافت آن حضرت دارد و اگر سیّد رضى زمان صدور آن را بعد از بازگشت از صفّین دانسته، اشتباهى از او نیست، او آنچه را در کلمات پیشینیان یافته، بازگو کرده است و چه بسا اشتباه از سابقین باشد. به گفته بعضى از دانشمندان این سخن را در باره کسى باید گفت که کوه علم و دریاى وقار و اسطوره مقاومت و جهاد نباشد.
شخصى با سعه صدر على (ع) هرگز در برابر چنین حادثه اى خودش را نمى بازد و روح بلند و فکر گسترده او اجازه نمى دهد که پریشان حال و مضطرب و مشوّش گردد، بلکه به عکس، همان گونه که گفتیم این خطبه به مردم هشدار مى دهد که تسلیم تبلیغات مسموم و تلاشهاى شیطانى حاکمان شام نشوند و از بازگشت به عصر جاهلیّت بپرهیزند و آن گونه که حق به اهلش باز گشته، دست از آن بر ندارند و محکم، تا آخر بایستند.
این که ابن ابى الحدید معتقد است پیروزى در این میدان از آن معاویه بود و با جمله: «الآن اذ رجع الحقّ الى اهله، اکنون حق به اهلش بازگشته» تناسبى ندارد صحیح به نظر نمى رسد، زیرا:
اوّلا: معاویه هرگز در این میدان پیروز نشد، تنها از یک شکست قطعى بر اثر نیرنگ عمرو بن عاص نجات یافت و على (ع) همچنان حق را در اهلش (خودش و اهل بیت) مى بیند و به مردم هشدار مى دهد، مراقب باشند که حق از اهلش گرفته نشود.
ثانیا: داستان حکمیّت و داورى زشت و ظالمانه عمرو بن عاص- بر خلاف آنچه بسیارى فکر مى کنند- به هنگام حضور امام در صفّین واقع نشد بلکه چند ماه بعد از آن صورت گرفت و جالب این که خود ابن ابى الحدید در جاى دیگر به این معنى تصریح کرده است. بنا بر این اگر ابن ابى الحدید مى خواهد جمله اخیر خطبه را دلیل بر این بگیرد که این خطبه بعد از جنگ صفّین نبوده، دلیل نادرست و شاهد باطلى است.
- برگرفته از کتاب پیام امام امیرالمومنین(ع) شرح آیت الله مکارم شیرازی بر نهج البلاغه.
بخش دوم: رسالت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلّم
وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِالدِّینِ الْمَشْهُورِ وَ الْعَلَمِ الْمَأْثُورِ وَ الْکِتَابِ الْمَسْطُورِ وَ النُّورِ السَّاطِعِ وَ الضِّیَاءِ اللَّامِعِ وَ الْأَمْرِ الصَّادِعِ، إِزَاحَهً لِلشُّبُهَاتِ وَ احْتِجَاجاً بِالْبَیِّنَاتِ وَ تَحْذِیراً بِالْآیَاتِ وَ تَخْوِیفاً بِالْمَثُلَاتِ.
و شهادت مى دهم که محمّد (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) بنده خدا و فرستاده اوست. خداوند او را با دینى آشکار، و نشانه اى پایدار و قرآنى نوشته شده و استوار و نورى درخشان و چراغى تابان و فرمانى آشکار کننده فرستاد تا شک و تردیدها را نابود سازد و با دلائل روشن استدلال کند، و با آیات الهى مردم را پرهیز دهد، و از کیفرهاى الهى بترساند.
- برگرفته از کتاب پیام امام امیرالمومنین(ع) شرح آیت الله مکارم شیرازی بر نهج البلاغه.
بخش سوم: وصف دوره جاهلیت
وَ النَّاسُ فِی فِتَنٍ انْجَذَمَ فِیهَا حَبْلُ الدِّینِ وَ تَزَعْزَعَتْ سَوَارِی الْیَقِینِ وَ اخْتَلَفَ النَّجْرُ وَ تَشَتَّتَ الْأَمْرُ وَ ضَاقَ الْمَخْرَجُ وَ عَمِیَ الْمَصْدَرُ، فَالْهُدَى خَامِلٌ وَ الْعَمَى شَامِلٌ، عُصِیَ الرَّحْمَنُ وَ نُصِرَ الشَّیْطَانُ وَ خُذِلَ الْإِیمَانُ، فَانْهَارَتْ دَعَائِمُهُ وَ تَنَکَّرَتْ مَعَالِمُهُ وَ دَرَسَتْ سُبُلُهُ وَ عَفَتْ شُرُکُهُ، أَطَاعُوا الشَّیْطَانَ فَسَلَکُوا مَسَالِکَهُ وَ وَرَدُوا مَنَاهِلَهُ، بِهِمْ سَارَتْ أَعْلَامُهُ وَ قَامَ لِوَاؤُهُ فِی فِتَنٍ دَاسَتْهُمْ بِأَخْفَافِهَا وَ وَطِئَتْهُمْ بِأَظْلَافِهَا وَ قَامَتْ عَلَى سَنَابِکِهَا، فَهُمْ فِیهَا تَائِهُونَ حَائِرُونَ جَاهِلُونَ مَفْتُونُونَ فِی خَیْرِ دَارٍ وَ شَرِّ جِیرَانٍ، نَوْمُهُمْ سُهُودٌ وَ کُحْلُهُمْ دُمُوعٌ بِأَرْضٍ عَالِمُهَا مُلْجَمٌ وَ جَاهِلُهَا مُکْرَمٌ.
- برگرفته از کتاب پیام امام امیرالمومنین(ع) شرح آیت الله مکارم شیرازی بر نهج البلاغه.
بخش چهارم: وصف اهل بیت علیهم السلام
- برگرفته از کتاب پیام امام امیرالمومنین(ع) شرح آیت الله مکارم شیرازی بر نهج البلاغه.