خطبه شماره ۳۱: چه شد که پیمان شکستی؟
- سیداسلام هاشمی مقدم
- خطبه
خطبه شماره ۳۱: چه شد که پیمان شکستی؟
صوت متن:
صوت ترجمه:
(در آغاز جنگ جمل در سال ۳۶ هجرى، ابن عباس(۱) را براى پند دادن به سوى زبیر فرستاد و فرمود):
با طلحه، دیدار مکن، زیرا در برخورد با طلحه، او را چون گاو وحشى مى یابى که شاخش را تابیده و آماده نبرد است، سوار بر مرکب سرکش مى شود و مى گوید، رام است.
بلکه با زبیر(۲) دیدار کن که نرم تر است. به او بگو، پسر دایى تو مى گوید: در حجاز مرا شناختى، و در عراق مرا نمى شناسى؟ چه شد که از پیمان خود باز گشتى؟
(جمله کوتاه «فما عدا ممّا بدا» براى نخستین بار از امام على علیه السّلام شنیده شده و پیش از امام از کسى نقل نگردید).
_____________
(۱) عبد اللّه بن عبّاس بن عبد المطّلب است که خلفاى عبّاسى به او منسوبند.
(۲) زبیر بن عوام پسر عمّه امام بود زیرا مادرش صفیّه، عمّه امام على علیه السّلام بود، و از خویشاوندان نسبى امام به شمار مى آمد.
این قسمت در واقع خطبه نیست، بلکه بخشى از کلامى است که على علیه السّلام به ابن عباس هنگامى که او را در روز جنگ جمل، قبل از آغاز جنگ، به سوى زبیر فرستاد، فرمود. حضرت با این کلمات زبیر را به اطاعت از خود دعوت کرد و چنانکه خواهد آمد این سخنان در او مؤثّر واقع شد و وى از جنگ کناره گیرى کرد.
- برگرفته از کتاب پیام امام امیرالمومنین(ع) شرح آیت الله مکارم شیرازی بر نهج البلاغه.