خطبه شماره ۴۴: سختگیری در بیت المال
- سیداسلام هاشمی مقدم
- خطبه
خطبه شماره ۴۴: سختگیری در بیت المال
صوت متن:
صوت ترجمه:
(در سال ۳۸ هجرى یکى از فرمانداران امام به نام مصقله بن هبیره، اسیران بنى ناجیه را از فرمانده لشکر آن حضرت خرید و آزاد کرد. امّا وقتى از او غرامت خواستند به طرف معاویه فرار کرد):
خدا روى مصقله را زشت گرداند، کار بزرگواران را انجام داد، امّا خود چونان بردگان فرار کرد، هنوز ثنا خوان به مدّاحى او برنخاسته بود که او را ساکت کرد، هنوز سخن ستایشگر او به پایان نرسیده بود که آنها را به زحمت انداخت. امّا اگر مردانه ایستاده بود همان مقدار که داشت از او مى پذیرفتیم و تا هنگام قدرت و توانایى به او مهلت مى دادیم.
این سخن را هنگامى «امیر مؤمنان على علیه السّلام» ایراد کرد که «مصقله بن هبیره شیبانى» (از تحت فرمان آن حضرت) به سوى معاویه فرار کرد، و این در حالى بود که اسیران «بنى ناجیه» را از کارگزاران حضرت علیه السّلام خریدارى کرد و آزادشان نمود. هنگامى که حضرت پرداخت ثمن را به «بیت المال» از او مطالبه کرد امتناع ورزید و به سوى «شام» گریخت!
شأن ورود:
همان گونه که در بالا اشاره شد، این سخن مربوط به داستان قبیله «بنى ناجیه» است، و داستان چنین است که «خریت بن راشد» از رؤساى قبیله «بنى ناجیه» بعد از جریان حکمین با سى نفر از یارانش نزد امام علیه السّلام آمد و با صراحت گفت: به خدا سوگند! نه فرمان تو را اطاعت مى کنم، و نه پشت سرت نماز مى خوانم، و فردا از تو جدا خواهم شد! امام علیه السّلام فرمود: مادرت به عزایت بنشیند، هر گاه چنین کنى عهد و بیعت خود را شکسته اى و نافرمانى امر خداوند کرده اى، و تنها به خودت زیان مى رسانى! بگو ببینم به چه علّت چنین راهى را در پیش گرفته اى؟ عرض کرد: به خاطر این که حکمیت را پذیرفتى، و در برابر حق ضعف نشان دادى و به گروهى اعتماد کردى که حتى به خودشان ستم کردند! امام علیه السّلام فرمود: واى بر تو بیا تا با تو به بحث و گفتگو بنشینم و حقایقى را که مى دانم براى تو بیان کنم، شاید حق را بشناسى و به حق بازگردى! خریت گفت: فردا مى آیم. امام علیه السّلام فرمود: برو، ولى مواظب باش شیطان تو را فریب ندهد، و افراد نادان در تو نفوذ نکنند به خدا قسم اگر به سخن من گوش فرا دهى تو را به راه راست هدایت خواهم کرد! «خریت» از خدمت امام علیه السّلام خارج شد و به سوى قبیله خود بازگشت. امام علیه السّلام به خاطر این که فسادى بر پا نکند، کسى را به تعقیب او فرستاد و دستور داد او را در نقطه اى به نام دیر ابو موسى متوقّف کند، سپس فرمانده دیگرى به نام «معقل بن قیس» را به تعقیب خریت گسیل داشت، خریت به مبارزه برخاست و کشته شد، و نفرات او اسیر شدند. آنها را که مسلمان بودند آزاد کردند، و عده اى از غیر مسلمانان را به اسارت گرفتند. هنگامى که اسیران را به کوفه مى آوردند «مصقله بن هبیره» که یکى از فرمانداران امام علیه السّلام در شهرهاى مسیر راه بود، اسیران را به پانصد هزار درهم از معقل خرید و آزاد کرد. امام علیه السّلام عمل او را ستود. «مصقله» بعد از پرداخت دویست هزار درهم از پرداخت بقیه عاجز ماند، ترسید و به شام گریخت. امام علیه السّلام سخن مورد بحث را در باره او بیان کرد که دلیل روشنى بر لطف امام علیه السّلام نسبت به این گونه افراد است.
- برگرفته از کتاب پیام امام امیرالمومنین(ع) شرح آیت الله مکارم شیرازی بر نهج البلاغه.