خطبه شماره ۸: بیعت شکنی زبیر
- سیداسلام هاشمی مقدم
- خطبه
خطبه شماره ۸: بیعت شکنی زبیر
صوت متن:
صوت ترجمه:
__________________________________________________
(۱). در روز بیعت، طلحه و زبیر، در پیشاپیش مردم فریاد بیعت، بیعت، سر مى دادند. وقتى زبیر دست امام را گرفت تا بیعت کند، امام به او فرمود «مى ترسم که بیعت خود را بشکنى و بى وفا گردى!» نظر امام درست بود، پس از زمان کوتاهى طلحه و زبیر به شورشیان پیوستند و با امام در جنگ جمل جنگیدند، در صورتیکه مادر زبیر بن عوام، صفیّه، عمّه امام على علیه السّلام بود.
مقصود امام از این سخن زبیر است در جایى که اقتضاى چنین سخنى داشت و هدف امام این است که با این سخن او را به بیعت خود بازگرداند.
خطبه در یک نگاه:
گوشه اى از داستان «طلحه و زبیر» و پیمان شکنى آنها را در شرح خطبه هاى سابق خواندید، آنها با امام به میل و اختیار خود بیعت کردند و حتّى هنگامى که خدمتش رسیدند و اجازه رفتن به «عمره» را خواستند، امام فرمود: شما قصد «عمره» ندارید. سوگند یاد کردند که هدفى جز این ندارند! امام به آنها پیشنهاد کرد که بار دیگر بیعت خود را تجدید کنید، آنها نیز با تعبیرات مؤکّد، بیعت را تجدید کردند. امام به آنها اجازه داد که براى «عمره» بروند، هنگامى که خارج شدند، به حاضران فرمود: «به خدا سوگند آنها را در فتنه اى مشاهده خواهید کرد که (جنگ و خونریزى به راه مى اندازند و خودشان) در آن کشته مى شوند». «زبیر» براى توجیه پیمان شکنى خود بهانه اى درست کرد، و آن این که تنها با دستش بیعت کرده و مجبور بوده و با قلب بیعت نکرده است! امام در پاسخ او این خطبه را ایراد فرمود (این نکته قابل توجّه است که بعضى این سخن را به امام «حسن مجتبى (ع)» نسبت داده اند که به امر پدرش على (ع) پس از خطبه «عبد اللّه بن زبیر» در روز «جمل» فرمود، ولى بعید به نظر نمى رسد که على (ع) این سخن را قبلا در پاسخ ادّعاهاى «زبیر» بیان فرموده بود و امام حسن (ع) از آن در خطبه اش در روز جمل بهره گیرى کرد):
یزعم انّه قد بایع بیده، و لم یبایع بقلبه، فقد اقرّ بالبیعه، و ادّعى الولیجه. فلیأت علیها بامر یعرف، و الّا فلیدخل فیما خرج منه.
برگرفته از کتاب پیام امام امیرالمومنین(ع) شرح آیت الله مکارم شیرازی بر نهج البلاغه.