خطبه شماره ۱۸: نکوهش اختلاف رأی عالمان
- سیداسلام هاشمی مقدم
- خطبه
خطبه شماره ۱۸: نکوهش اختلاف رأی عالمان
صوت متن:
صوت ترجمه:
بخش اول: نکوهش اختلاف
______________________________
(۱) اشاره به علم: نس NESS (علم فتوى).
(۲) آنها که پس از پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم از عترت فاصله گرفتند، حلال را حرام و حرام را حلال مى کردند، و به خود اجازه مى دادند که با قیاس و رأى خود احکام دین را به دلخواه تغییر دهند. تنها عمر در حکومت ده ساله خود ۹۴ حلال را حرام اعلام کرد، و نسبت به حجّ تمتّع و متعه گفت: تا دیروز حلال بود، من امروز آن را حرام اعلام مى کنم. (انا احرّمهما)! «تفسیر مفاتیح الغیب، فخر رازى، ج ۱۰، ص ۵۴».
(۳) در نفى تفکّر «اصلاح و باز سازى دین» یا «قبض و بسط تئوریک شریعت» یا اینکه مى گویند، (دین تفکّر بشرى است) مى باشد.
خطبه در یک نگاه:
این خطبه همان گونه که اشاره کردیم، به عقیده بعضى از محققان جزیى از خطبه گذشته بوده است که در کلام «سیّد رضى» از هم جدا شده است و محتوا و مضمون آن نیز گواهى بر همین معنى مى دهد، چرا که در خطبه گذشته سخن از قضات ناآگاه و ناصالح بود که با داوریهاى نادرست خود، امنیّت جان و مال مردم را به خطر مى افکنند و منشأ مفاسد بسیارى در سطح جامعه مى گردند. در این خطبه نیز سخن از قضاتى به میان آمده که تکیه بر دلایل سست و بى اساسى همچون «قیاس» و «رأى» و «استحسان» مى کنند و نتایج نادرستى از آن مى گیرند و از آن بدتر این که رئیس آنها آراى ضدّ و نقیض همه آنها را «حکم اللّه مى شمرد» و مطابق با واقع مى داند.
سپس امام (ع) به ابطال نظریه تصویب (نظریه اى که مى گوید آرا قضات و فتواى فتوا دهندگان هر چند با یکدیگر در تضاد باشد همگى مطابق واقع و بر وفق حکم الهى است) مى پردازد و با تحلیل بسیار دقیق و بیان موزون و مستدلّى این عقیده را ابطال مى فرماید و راه را براى وصول به حق، در این مسأله مهم اسلامى که بسیارى در آن سرگردان شده اند، کاملا هموار مى سازد.
این خطبه در سه بخش خلاصه مى شود: بخش اوّل، سخن از طرز کار قضاتى به میان مى آورد که در مسیر تصویب حرکت مى کنند و همه آراى ضدّ و نقیض را «حکم اللّه» مى شمرند. بخش دوّم به ابطال این نظریه مى پردازد و در بخش سوّم به تناسب، از عظمت قرآن سخن مى گوید که مرجع حلّ همه مشکلات و اختلافات است.
- برگرفته از کتاب پیام امام امیرالمومنین(ع) شرح آیت الله مکارم شیرازی بر نهج البلاغه.
بخش دوم: وصف قرآن کریم
وَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ یَقُولُ “ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْءٍ” وَ فِیهِ [تِبْیَانُ کُلِ] تِبْیَانٌ لِکُلِّ شَیْءٍ، وَ ذَکَرَ أَنَّ الْکِتَابَ یُصَدِّقُ بَعْضُهُ بَعْضاً وَ أَنَّهُ لَا اخْتِلَافَ فِیهِ، فَقَالَ سُبْحَانَهُ “وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلافاً کَثِیراً”، وَ إِنَّ الْقُرْآنَ ظَاهِرُهُ أَنِیقٌ وَ بَاطِنُهُ عَمِیقٌ، لَا تَفْنَى عَجَائِبُهُ وَ لَا تَنْقَضِی غَرَائِبُهُ وَ لَا تُکْشَفُ الظُّلُمَاتُ إِلَّا بِهِ.
خداى سبحان مى فرماید: «ما در قرآن چیزى را فروگذار نکردیم». و فرمود: «در قرآن بیان هر چیزى است». و یاد آور شدیم که: بعض قرآن گواه بعض دیگر است و اختلافى در آن نیست. پس خداى سبحان فرمود: «اگر قرآن از طرف غیر خدا نازل مى شد اختلافات زیادى در آن مى یافتند» همانا قرآن داراى ظاهرى زیبا و باطنى ژرف و ناپیداست، مطالب شگفت آور آن تمام نمى شود، و اسرار نهفته آن پایان نمى پذیرد و تاریکى ها بدون قرآن بر طرف نخواهد شد.
این سخن را با حدیث پر معنایى از امام صادق (ع) پایان مى بریم، در این حدیث از امام «على بن موسى الرضا» (ع) نقل شده که: مردى از امام صادق (ع) پرسید: «ما بال القرآن لا یزداد على الدّرس و النّشر الّا غضاضه، چرا قرآن بر اثر کثرت انتشار و تکرار تلاوت و تدریس، کهنه نمى شود، بلکه هر روز شاداب تر است»؟ امام در پاسخ فرمود: «لانّ اللّه تبارک و تعالى لم یجعله لزمان دون زمان و لا لناس دون ناس فهو فى کلّ زمان جدید و عند کلّ قوم غضّ الى یوم القیامه، زیرا خداوند متعال آن را براى زمان معین یا گروه خاصّى قرار نداده (و مخاطبین آن تمام انسانها در طول تاریخند)، به همین دلیل در هر زمان تازه است و تا روز قیامت نزد هر قومى با طراوت و شاداب مى باشد».
- برگرفته از کتاب پیام امام امیرالمومنین(ع) شرح آیت الله مکارم شیرازی بر نهج البلاغه.