خطبه شماره ۳۴: برانگیختن مردم برای نبرد با شامیان
- سیداسلام هاشمی مقدم
- خطبه
خطبه شماره ۳۴: برانگیختن مردم برای نبرد با شامیان
صوت متن:
صوت ترجمه:
بخش اول: ترس از جهاد
امام علیه السّلام این خطبه را براى بسیج مردم به سوى شامیان بعد از پایان کار خوارج در نهروان (و خاموش شدن فتنه آنان) ایراد کرد و در این خطبه (از سستى و کوتاهى مردم در امر جهاد با دشمن) سخت، اظهار ناراحتى مى کند و آنان را به طریق صحیح و منطقى ارشاد مى کند.
شأن ورود خطبه:
همان گونه که در بالا اشاره شد، این خطبه را امام علیه السّلام بعد از پایان جنگ نهروان ایراد فرموده است. از ظاهر کلام ابن ابى الحدید استفاده مى شود که امام خطبه را در همان سرزمین نهروان بیان فرمود، در حالى که از نصر بن مزاحم، نقل مى کند که امام علیه السّلام خطبه مذکور را پس از بازگشت از نهروان و مشاهده سستى سپاهیان در آمادگى براى جنگ با شامیان، در کوفه، ایراد کرد.
بعضى دیگر از شارحان نهج البلاغه نیز تصریح کرده اند که امام در نهروان اصرار فرمود که لشکر بدون فوت وقت، آماده حرکت به سوى شام شود تا بقیه مردم نیز به آنها ملحق شوند، زیرا مى دانست اگر به کوفه بازگردند و لباس جنگ از تن در آورند، آماده کردن آنان، به این آسانى امکان پذیر نیست، ولى آنها به بهانه هاى مختلفى، مانند سردى هوا و وجود مجروحان و کافى نبودن سلاح هاى، جنگى از اطاعت فرمان امام سر باز زدند. امام ناچار به کوفه آمد و به آنها تأکید کرد که خود را آماده جهاد با دشمن اصلى کنند، ولى (همان گونه که پیش بینى مى شد) آنان تعلّل ورزیدند. اینجا بود که امام علیه السّلام با نهایت ناراحتى، این خطبه را ایراد کرد.
خطبه در یک نگاه:
این خطبه سه موضوع مهم را تعقیب مى کند:
۱- بخش زیادى از این خطبه بر محور تأکید بر جهاد با دشمن و عواقب شوم ترک جهاد، دور مى زند. امام علیه السّلام در این بخش از خطبه -که قسمت عمده آن را تشکیل مى دهد- کوفیان را زیر رگبار ملامت هاى خود مى گیرد و با تعبیرات تند و تکان دهنده، آنها را مورد سرزنش قرار مى دهد. این بعد از آن است که بارها از طریق ملایم و محبت آمیز و مستدل و منطقى، آنها را براى جهاد با دشمن بسیج کرده، ولى اثر نبخشیده است. لذا بناچار از آخرین دارو -که دارویى است بسیار تلخ و گزنده- کمک مى گیرد. گاه آنها را به افراد دیوانه اى تشبیه مى کند که درک و شعور خود را از دست داده و سود و زیان خویش را تشخیص نمى دهند. و گاه آنها را به شتران سرگردانى تشبیه مى کند که در بیابان از ساربان خود فاصله گرفته اند و انضباط معمولى را به کلّى از دست داده و سپس با هشدارهاى شدید نسبت به دشمن بى رحم و خونخوارى که در انتظار آنها است سعى در بسیج آنان مى فرماید.
۲- در بخش دیگرى از این خطبه امام از عزم راسخ و اراده خود در پیکار با دشمن، سخن مى گوید خواه گروه بسیارى با او حرکت کنند یا گروه کمترى.
۳- در آخرین بخش خطبه از حقوق متقابل امام و امّت سخن مى گوید. نخست به بیان حقوق امّت بر امام مى پردازد و در چهار جمله کوتاه اصول آن را بیان مى فرماید و سپس در چهار جمله پر معناى دیگر از حقّ امام بر امّت سخن مى گوید. گویى امام مى خواهد تلخى سرزنش هاى نخستین این خطبه را با شیرینى سخنان پایانى بیامیزد و معجونى مناسب براى درمان درد سستى و تنبلى آنان فراهم آورد.
- برگرفته از کتاب پیام امام امیرالمومنین(ع) شرح آیت الله مکارم شیرازی بر نهج البلاغه.
بخش دوم: اعتمادی به شما نیست
مَا أَنْتُمْ لِی بِثِقَهٍ سَجِیسَ اللَّیَالِی وَ مَا أَنْتُمْ بِرُکْنٍ یُمَالُ بِکُمْ وَ لَا زَوَافِرُ عِزٍّ یُفْتَقَرُ إِلَیْکُمْ. مَا أَنْتُمْ إِلَّا کَإِبِلٍ ضَلَّ رُعَاتُهَا فَکُلَّمَا جُمِعَتْ مِنْ جَانِبٍ انْتَشَرَتْ مِنْ آخَرَ. لَبِئْسَ لَعَمْرُ اللَّهِ سُعْرُ نَارِ الْحَرْبِ أَنْتُمْ، تُکَادُونَ وَ لَا تَکِیدُونَ وَ تُنْتَقَصُ أَطْرَافُکُمْ فَلَا تَمْتَعِضُونَ. لَا یُنَامُ عَنْکُمْ وَ أَنْتُمْ فِی غَفْلَهٍ سَاهُونَ. غُلِبَ وَ اللَّهِ الْمُتَخَاذِلُونَ وَ ایْمُ اللَّهِ إِنِّی لَأَظُنُّ بِکُمْ أَنْ لَوْ حَمِسَ الْوَغَى وَ اسْتَحَرَّ الْمَوْتُ قَدِ انْفَرَجْتُمْ عَنِ ابْنِ أَبِی طَالِبٍ انْفِرَاجَ الرَّأْسِ.
- برگرفته از کتاب پیام امام امیرالمومنین(ع) شرح آیت الله مکارم شیرازی بر نهج البلاغه.
بخش سوم: میدان ندادن به دشمن
وَ اللَّهِ إِنَّ امْرَأً یُمَکِّنُ عَدُوَّهُ مِنْ نَفْسِهِ یَعْرُقُ لَحْمَهُ وَ یَهْشِمُ عَظْمَهُ وَ یَفْرِی جِلْدَهُ لَعَظِیمٌ عَجْزُهُ ضَعِیفٌ مَا ضُمَّتْ عَلَیْهِ جَوَانِحُ صَدْرِهِ. أَنْتَ فَکُنْ ذَاکَ إِنْ شِئْتَ، فَأَمَّا أَنَا فَوَاللَّهِ دُونَ أَنْ أُعْطِیَ ذَلِکَ ضَرْبٌ بِالْمَشْرَفِیَّهِ تَطِیرُ مِنْهُ فَرَاشُ الْهَامِ وَ تَطِیحُ السَّوَاعِدُ وَ الْأَقْدَامُ وَ یَفْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ ذَلِکَ ما یَشاءُ.
(۱) ضرب بالمشرفیّه: شمشیرى آب دیده است که در یکى از شهرهاى یمن، (مشرف) می ىساختند و معروف بود.
- برگرفته از کتاب پیام امام امیرالمومنین(ع) شرح آیت الله مکارم شیرازی بر نهج البلاغه.
بخش چهارم: حقوق متقابل رهبر و مردم
- برگرفته از کتاب پیام امام امیرالمومنین(ع) شرح آیت الله مکارم شیرازی بر نهج البلاغه.