خطبه شماره ۵۱: تشویق به مبارزه
- سیداسلام هاشمی مقدم
- خطبه
خطبه شماره ۵۱: تشویق به مبارزه
صوت متن:
صوت ترجمه:
(۱) عبد اللّه بن عوف نقل مى کند: پیش از آنکه سپاه کوفه به صحراى صفّین برسد، سربازان معاویه به فرماندهى «ابو الأعور» رودخانه فرات را در اختیار گرفتند، امام على علیه السّلام «صعصعه بن صوحان» را به سوى معاویه فرستاد که چرا شریعه فرات را بستند؟ معاویه با یاران خود مشورت کرد. «ولید بن عقبه» و «عبد اللّه بن سعید» گفتند آب را همچنان بسته نگهدارید تا سپاه کوفه از تشنگى بمیرند، ولى «عمرو عاص» گفت «على مردى نیست که تشنه بماند، او همان مردى است که مى گفت اگر چهل نفر یاور داشتم حق خود را پس از سقیفه مى گرفتم، اکنون که بزرگان عراق و حجاز همراه او مى باشند!» معاویه هم چنان دستور داد که آب را بسته نگه دارند. به فرمان امام علیه السّلام خط شکنان سپاه به فرماندهى امام حسن علیه السّلام حمله کردند، آب را در اختیار گرفته، سپاه معاویه را کنار زدند، امّا امام على علیه السّلام دستور داد که آب براى هر دو لشکر آزاد باشد، این عمل جوانمردانه امام، باعث بیدارى بسیارى از شامیان شد که برخى از آنان به سپاه امام پیوستند.
این خطبه را امام علیه السّلام زمانى ایراد فرمود که یاران معاویه بر اصحاب امام علیه السّلام غلبه کرده، و شریعه فرات را در صفّین تصرّف کرده بودند، و آب را از آنها دریغ داشتند. (این خطبه اصحاب امام علیه السّلام را به خروش در آورد، و با یک حمله شریعه فرات را از دست آنها باز پس گرفتند و آزاد کردند!)
خطبه در یک نگاه:
«ابن ابى الحدید» در بیان محتوا و شأن ورود خطبه از «نصر بن مزاحم» چنین نقل کرد که: فرمانده مقدم لشکر معاویه «ابو الاعور سلمى» با مقدمه لشکر على علیه السّلام به فرماندهى «اشتر» درگیرى مختصرى پیدا کرد. «ابو الاعور» کوتاه آمد و خود را کنار کشید، و بعد خود را به شریعه فرات یعنى محلى که به آب نزدیک بود رساند، و آنجا را در اختیار گرفت و یاران على علیه السّلام را از آب منع کرد و این در محلى به نام «قنّسرین» در کنار صفّین واقع شد.
هنگامى که خبر به امیر مؤمنان على علیه السّلام رسید «صعصعه بن صوحان» را فرا خواند و فرمود: نزد معاویه برو و بگو ما این مسیر را براى رسیدن به تو پیموده ایم، و پیش از اتمام حجّت مایل نیستیم با شما جنگ را آغاز کنیم، اما تو لشکر خود را فرستاده اى و جنگ را (در کنار شریعه فرات) آغاز کرده اى، و میان مردم و آب حائل شده اى. شریعه را رها کن و آب را آزاد بگذار تا در آنچه میان ما و شما است بنگریم، و اگر دوست دارى هدف اصلى را رها کرده و مردم بر سر آب با یکدیگر بجنگند تا هر کس پیروز شد آب را در اختیار بگیرد، چنان کنیم! «صعصعه» این پیام را براى معاویه برد، معاویه با یارانش به مشورت پرداخت، بعضى به او توصیه کردند که شریعه را همچنان در اختیار بگیر و آنها را از آب باز دار، ولى «عمرو بن عاص» به او گفت آب را آزاد بگذار، چرا که من مى دانم لشکر على هرگز اجازه نخواهند داد تو سیراب باشى و آنها تشنه بمانند، ولى معاویه نظر موافقان نگهداشتن شریعه را ترجیح داد.
هنگامى که امام علیه السّلام از این ماجرا با خبر شد خطبه پر شور بالا را که پر از نکات زیباى ادبى، و در نهایت فصاحت و بلاغت است ایراد کرد، و یاران خود را براى باز پس گرفتن شریعه فرات به حرکت در آورد، و با یک حمله شجاعانه لشکر معاویه را عقب راندند و شریعه فرات را براى همه آزاد کردند! بخش اول این خطبه به این حقیقت اشاره مى کند که اگر انسان با شجاعت به میدان حوادث نرود و حق خود را نگیرد باید تن به ذلّت تسلیم در برابر ظلم بدهد، و در بخش دوم به این نکته اشاره مى فرماید که چگونه معاویه با تزویر و حیله گروهى از بیخبران را به صحنه آورده که حاضرند جان خود را در طریق باطل او فدا کنند؟!
- برگرفته از کتاب پیام امام امیرالمومنین(ع) شرح آیت الله مکارم شیرازی بر نهج البلاغه.