خطبه شماره ۳۳: جنگ با اهل بصره
- سیداسلام هاشمی مقدم
- خطبه
خطبه شماره ۳۳: جنگ با اهل بصره
صوت متن:
صوت ترجمه:
بخش اول: بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
(۱) ذى قار، محلّى است در نزدیکى شهر بصره، میان کوفه و واسط که در گذشته جنگ مسلمانان با ایران نیز آنجا صورت گرفت. ابن عبّاس مى گوید ۱۵ روز در آنجا ماندیم و امام به ما خبر داد که از کوفه ۶۵۶۰ نفر به کمک ما مى آیند. وقتى سپاه کوفه رسید آنها را شمارش کردم دیدم درست است. بى اختیار گفتم: «اللّه اکبر صدق اللّه و رسوله». «شرح ابن ابى الحدید ج ۲ ص ۱۸۷»
(۲) یا «سواد خواندن کتابى را نداشت» کنایه از آنکه عرب جاهلى بى فرهنگ بود.
این خطبه را على علیه السّلام به هنگام خروج براى جنگ با اهل بصره، ایراد فرمود و در آن فلسفه بعثت انبیا آمده و سپس فضایل خویش را بر شمرده و کسانى را که بر ضدّ او قیام کردند، نکوهیده است. ابن عباس مى گوید: در ذى قار (شهر یا منزلى در نزدیکى بصره) بر على علیه السّلام وارد شدم امام در حالى که مشغول وصله کردن کفش خود بود رو به من کرد و فرمود: «ارزش این کفش چه قدر است؟» گفتم: «بهایى ندارد (بسیار کم ارزش است)». فرمود: «به خدا سوگند! همین کفش بى ارزش، براى من، از حکومت بر شما بهتر است». مگر این که با این حکومت حقّى را به پا دارم یا باطلى را دفع کنم (مبادا گمان کنى قیام من براى دفع طغیانگران بصره، به خاطر تحکیم پایه هاى حکومت بر شما بوده است.) سپس امام علیه السّلام (از خیمه) بیرون آمد و مردم را مخاطب ساخته فرمود … .
خطبه در یک نگاه:
حضرت این خطبه را در شرایطى که یاران خود را براى خاموش کردن آتش فتنه طلحه و زبیر در بصره بسیج کرده بود، ایراد کرده است. امام علیه السّلام از یک سو قبل از ایراد خطبه آن جمله هاى تاریخى و فراموش نشدنى را به ابن عباس مى گوید، جمله هایى که از روح بلند امام علیه السّلام و مقام والا و بى نظیر او در عرفان و معرفه اللّه حکایت مى کند، حضرت مى گوید که حکومت بر شما از این کفش فرسوده و وصله خورده من نیز کم ارزش تر است، اگر به حساب عشق و علاقه به مقام و حکومت باشد، امّا اگر براى اقامه حق و ابطال باطل و سوق دادن جامعه به سوى سعادت و کمال بوده باشد، هدف مطلوب و دوست داشتنى من است.
و سپس افکار مردم را همراه خودش به عصر جاهلیت و زمان قیام پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم مى برد و تلویحا اشاره مى کند که مردم بار دیگر ارزشهاى جاهلى را زنده کرده اند و من باید همان مسیر رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را براى خاموش کردن فتنه ها و در هم پیچیدن افکار جاهلى سیر کنم و حق را از درون باطل خارج سازم.
در بخش دیگرى از این خطبه به سرزنش گروهى از قریش که سردمداران جنگ جمل بودند پرداخته و روشن مى سازد که انگیزه این آتش افروزان جنگ جز حسد و کینه توزى و دنیا پرستى نبوده است.
***
امام (علیه السلام) در آغاز این خطبه به عصر بعثت پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) و ظهور انقلاب اسلامى در جزیره العرب اشاره مى کند و نشان مى دهد که مردم در عصر جاهلیت در چه شرایطى مى زیستند و پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) آنها را به چه افتخار و سعادتى رسانید، مى فرماید: خداوند محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) را هنگامى مبعوث کرد که هیچ کس از عرب کتاب آسمانى نمى خواند و ادّعاى نبوّتى نداشت (همه آنها از دعوت انبیا دور مانده بودند و از کتب آسمانى، محروم و در گرداب شرک و کفر غوطه ور بودند);(إِنَّ اللهَ بَعَثَ مُحَمَّداً(صلى الله علیه وآله وسلم) وَ لَیْسَ أَحَدٌ مِنَ الْعَرَبِ یَقْرَأُ کِتَاباً وَ لاَیَدَّعِی نُبُوَّهً).
- برگرفته از کتاب پیام امام امیرالمومنین(ع) شرح آیت الله مکارم شیرازی بر نهج البلاغه.
بخش دوم: نبرد دائمی با باطل
- برگرفته از کتاب پیام امام امیرالمومنین(ع) شرح آیت الله مکارم شیرازی بر نهج البلاغه.